|
تو خيالت ساعت ها باهاش حرف بزني امّا وقتي ديديش هيچ چيزي جز سلام نتوني بگي... چه قدر سخته وقتي پشتت بهشه دونه هاي اشک گونه هاتو خيس کنه امّا مجبور باشي بخندي تا نفهمه هنوزم دوسش داري چه قد سخته تو چشماي کسي که تمام عشقت رو دزديده و به جاش يه زخم هميشگي رو به قلبت هديه داد زل بزني و به جاي اينکه لبريز از کينه و نفرت شويحس کني که هنوزم دوسش داري چه قد سخته تو خيالت ساعت ها باهاش حرف بزني امّا وقتي ديديش هيچ چيزي جز سلام نتوني بگي... چه قدر سخته وقتي پشتت بهشه دونه هاي اشک گونه هاتو خيس کنه امّا مجبور باشي بخندي تا نفهمه هنوزم دوسش داري + نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386 22:8 توسط محمود جان |
|